مجله اینترنتی چلچله - کد : 10342 |[1393-11-11 07:09:01]
» تلویزیون
»گفتگوی انتقادی با «آقای پدر زی زی گولو»

امیرحسین صدیق که در کارنامه اش بازی در مجموعه عروسکی محبوبی چون «قصه های تا به تا» و کارگردانی فیلم «در به درها» دیده می شود، بی توجهی مدیران سیما و نبود بودجه را اصلی ترین مشکلات آثار عروسکی تلویزیون می داند.

چاپ این صفحه گفتگوی انتقادی با «آقای پدر زی زی گولو»

 

 

 

امیرحسین صدیق که اولین بار با حضور در نقش آقای پدر «زی زی گولو» برای مخاطبان شناخته شد، چندس ال بعد فیل عروسکی «در به درها» را کارگردانی کرد و این اواخر هم در «شهر موش ها 2» صداپیشه عروسک کورالموش بود.

بعد از «در به درها» و فروش قابل توجهی که داشت به نظر می رسید صدیق با همراهی مرضیه برومند و هنگامه مفید، همچنان فعالیتش را در این عرصه، یعنی کارگردانی کار عروسکی ادامه دهد اما این اتفاق نیفتاد.

در گفتگویی با او وضعیت کنونی کارهای عروسکی، مشکلات آثار و دلایل برند نشدن شان را بررسی می کنیم.
 


در دهه هفتاد و اواسط هشتاد، با آثار فراوانی در حوزه کار کودک روبرو بودیم و بخش عمده ای از این آثار، همچنان ماندگاری شان را حفظ کرده اند. این مسئله اما درباره آثار عروسکی جدید به چشم نمی خورد. در واقع این اواخر بار اصلی کار عروسکی به گردن تیم «کلاه قرمزی» افتاده و اگر «شهر موش ها» ساخته نمی شد عملا رقابتی در این عرصه وجود نداشت.


- بله، کاملا همینطور است. دلیلش هم واضح است. در تلویزیون اصولا نزدیک به یک دهه است که به کار کودک و برنامه ریزی و بودجه گذاری برای آن یک مقدار خرد نگاه می شود. از آنجایی که تلویزیون ما دولتی است، طبیعتا مدیران هم دولتی هستند و دلیل این معایب را باید در جایی خیلی دورتر جستجو کرد. در واقع نگاه به کار کودک از طرف مسئولان، مدیران و بعضا برخی از همکاران ما نگاه کوچک اندیشی است. مخاطبان آنقدر باهوش هستند که متوجه شوند مدیران به چه کارهایی حقیر نگاه می کنند. قطعا اگر از بالا نگاهی مثبت و بزرگ به این مقوله وجود داشت، وضعیت به اینجا نمی رسید.

مسئولان دارند حقیر نگاه می کنند یا تولیدکنندگان؟ یعنی شما معتقدید به دلیل بی اهمیتی مسئولان به کار عروسکی، تولیدکنندگان هم دیگر تمایلی به انجام آن ندارند؟

- مسئله در تلویزیون بحرانی تر است و اینجاست که نگاه مسئولان مشکل ساز شده؛ از بی اهمیتی مقوله کار عروسکی در میان آنها گرفته تا عدم حمایت و ندادن بودجه و ...

 


یعنی معتقدید در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، چنین نگاه تحقیرآمیزی به کار عروسکی وجود نداشت؟ به همین دلیل هم کارهای جذابی تولید می شد و ماحصل آن برند موفقی بود که تا سالیان سال در ذهن ها باقی می ماند؟


- اصولا نگاه به کار کودک، وضعیت نامناسبی دارد. الان اگر در سینمای کودک هم جستجو کنید به اتفاق خاصی نمی رسید. کاری نداریم که هم در جشنواره و هم در اکران موفق باشد. من خودم سال 83 «در به درها» را کارگردانی کردم که در جشنواره دیده شد و فروش خوبی هم داشت. در شبکه نمایش خانگی هم با استقبال روبرو بود.



مسئله اینجاست که با وجود همین نگاه ها، اتفاقا کارهای عروسکی مختلفی هم تولید می شود اما کاراکترهای عروسکی به عنوان شخصیت های دارای هویت، در ذهن بچه ها ثبت نمی شوند. یک کار عروسکی ساخته می شود و بلافاصله بعد از پایان دوره پخش، از ذهن ها می رود.



- خیلی ها معتقدندصرف اینکه عروسکی در یک کار حضور داشته باشد می شودآن را کار عروسکی نامید اما اینطور نیست. اگر ایرج طهماسب یا مرضیه برومند کار عروسکی می کنند به خاطر این است که پیشینه کار عروسکی دارند. به تماشاچی احترام می گذارند. بعضی از دوستان که حالا اسم نمی برم، فکر می کنند همین که یک عروسک را بیاورند برایش اسم بگذارند و کنار کار قرار دهند تمام است و می توانند مخاطب جذب کنند ولی نمی دانند که اگر چهارچوب کلی، کارگردانی و سایر عوامل درست نباشد، مطمئنا کلیت کار زیر سوال میرود.

اینجا دیگر نمی شود همه چیز را گردن عروسک انداخت و گفت چون کار عروسکی بود، ناموفق بود. اینجا تمام مشکلات به نبودن اصول خاص برمی گردد. عروسک فقط یک ابزار است. اگر به دست کاردانش بیفتد و استفاده درستی از آن بشود، آثاری مثل کلاه قرمزی و شهر موش ها به بار می آورد اما اگر به دست کسی بیفتد که فقط می خواهد از آن سوءاستفاده کند می شود قضیه سوراستاری که زیر دست کارگردان یا فیلمنامه بسیار بد قرار می گیرد و مطمئنا نتیجه کار بد می شود. دیگر نمی توانیم بگوییم سوپراستار بد بازی کرد چون او هر چقدر هم تلاش کند باز هم کاری گروهی است.



شاید یکی از دلایل نادیده گرفته شدن آثار عروسکی، بی توجهی به شکل ظاهر و شخصیت پردازی آنهاست. عروسک ها جذابیتی به لحاظ ظاهری ندارند و موقع صحبت هم مخاطبان کودک را جذب نمی کنند.

- عروسک هم مثل یک هنرپیشه است، ضمن اینکه سه برابر یک هنرپیشه معمولی انرژی می برد. طراحی و ساخت عروسک، عروسک گردان و صداپیشه و همه تلاش می کنند تا یک عروسک جان بگیرد. منظورم این است که تک تک این عوامل در نتیجه اثر مهم هستند. عروسک گردانی آدم های مختلف، شخصیت های مختلفی به عروسک ها می دهد. صدای عروسک و اینکه صداپیشه چه خلق و خویی برای آن در نظر بگیرد همگی اهمیت دارند.

مثلا در همین کلاه قرمزی، صداپیشگی، عروسک گردانی و خلق عروسک ها توسط سه قطب برجسته مثل حمید جبلی، دنیا فنی زاده و مرضیه محبوب انجام شده و معلوم است در این صورت کار نتیجه موفقی داشته باشد. متاسفانه با تمام پیشرفت هایی که در زمینه های مختلف داشته ایم در زمینه متریال ساخت عروسک، پیشرفتی نداریم.

 


به لحاظ مواد اولیه ساخت عروسک یا ایده پردازی عوامل؟


- در جهان متریال دیگری در ساخت عروسک استفاده می شود اما در ایران به چنین موادی دسترسی نداریم. بحث تحریم ها باعث شده نتوانیم مواد اولیه آنها را با قیمت پایین وارد کنیم و اصلا به صرفه نیست. برای همین هم دست بچه ها در کارهای عروسکی خیلی بسته است. هنوز دارند سعی می کنند با همان اسفنج و روکش های مختلف کارهای جدید تولید کنند.

علاوه بر این طراحی عروسک هم خیلی مهم است. متاسفانه خیلی وقت ها به دلیل برآوردهای مالی، شرایط تولیدی ایجاب می کند که خود عروسک گردان بدون حضور طراح، طرح بزند و عروسکی ساخته شود در صورتی که در کارهای عروسکی کل دنیا، کار طراح با سازنده کاملا فرق دارد. طراحی عروسک کاری کاملا تخصصی است.

این دو تخصص جداگانه، به دلیل کمبود بودجه، در هم ادغام می شوند و خب نتیجه خوبی هم نمی دهند. مطمئنا زیبایی یک عروسک در جذب مخاطب تاثیر زیادی دارد. نمی توانیم بگوییم قیافه اهمیت ندارد و بیاییم صرفا تمام تمرکزمان را بگذاریم روی اخلاق و خصوصیاتش. تا بچه ها از قیافه عروسک خوششان نیاید اصلا سراغش نمی روند.



شما چند سال پیش فیلم عروسکی «در به درها» را ساختید و معتقدید آن زمان توانست فروش خوبی داشته باشد. با اینحال فکر می کنید عروسک های در به درها توانستند به برند تبدیل شوند؟ یعنی بچه ها الان بعد از گذشت یک دهه این عروسک ها را به خاطر می آورند؟

- بله خیلی زیاد. ما نمی توانیم یک فیلم سینمایی را با مجموعه ای مثل «کلاه قرمزی» مقایسه کنیم چون سریال اصولا به نسبت کارهای سینمایی بیشتر در ذهن ها می ماند. البته باید بگویم «در به درها» مجموعه ای چند قسمتی بود که در رسانه های تصویری توزیع شد و بازخورد خوبی داشت. آنهایی که کار را دیدند خوش شان آمده بود. خیلی ها آن را خریده بودند تا بچه هایشان در هر زمانی که می توانند بنشینند و ببینند. وقتی پدر و مادری کاری را انتخاب می کنند نشان دهنده این است که کار برای بچه ها خوب است.

 


پس چرا سعی نکردید ادامه آن را بسازید؟


- طبق تمام برنامه ریزی هایی که در جامعه ما اصولا به جایی نمی رسد این برنامه هم به سرانجام نرسید. خب سفارش دهنده نداشتیم. آن زمان موسسه رسانه های تصویری سفارش داده بود. الان هم اگر بخواهیم ادامه اش را بسازیم باید بودجه ای تعریف شود.

 

منبع: روزنامه هفت صبح


انتهای پیام/6/