مجله اینترنتی چلچله - کد : 6183 |[1392-12-24 16:08:01]
»حاج محمود کریمی
»ببار ای بارون ببار کریمی(ویژه فاطمیه)

ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار 

در شب تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

انیس غمهای من ،ماه روشن شبهای من 
چاپ این صفحه ببار ای بارون ببار کریمی(ویژه فاطمیه)
ای مسافر تنهای من ،سرت سلامت آقای من 

فدای اشک عزات ، قربون پر شال سیات 

 کی میشه ما بمیریم برات ای آقا 

گریه کنه مادرت ،می خواد بگرده دور سرت


بره قربون چشم ترت تسلیت بگه بر محضرت ای آقا 

عزاداره مادری امشب تو خونه ی حیدری 

امشب مشیع کوثری ،تابوتش را کجا می بری ؟؟؟؟؟ ای آقا 

مزار مادر کجاست گریه ی ما امشب بی صداست

شب دفن ناموس خداست زینب امشب صاحب عزاست 

خدا هم در ماتم دردی تو سینه ی عالمه

مثل لاله غرق شبنمه پیکر بی جون فاطمه 

امشب شب زاریه علی چون ابر بهاریه

دیده از زخمی که کاریه ،هنوز هم خون آبه جاریه 

ببار ای بارون ببار،با دلم گریه کن خون ببار

در شب تیره چون زلف یار، بهر لیلی چو مجنون ببار 
 
تیره شده آفتاب ،ای آرامش ابوتراب

بعد از غم و درد بی حساب ،امشب و دیگه راحت بخواب ای بانو

مصیبتهایم امشب جانگدازه که مانده روی دستم یک جنازه 

نبیند کاش زینب روی دوشم ،زتابوتش بریزد خون تازه 

به یاد لرزه های پیکر تو 

گرفته لرزه پای شوهر تو

به قبرت خاک می ریزم ولیکن

بریزد بر سر خاک ،دختر تو

ببین تنهایییم را ای عزیزم ،الهی از کنارت بر نخیزم

خودم با دست خود خاکت نمودم 

چه خاکی بعد تو بر سر بریزم

السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده سلام الله علیها ارواحنا فداه لعن الله عدوک یا فاطمه

 


انتهای پیام/8/