مجله اینترنتی چلچله - کد : 8992 |[1393-07-07 17:41:01]
»
»دوستت دارم...!
چاپ این صفحه دوستت دارم...!

 

 

 

زن و شوهر جوانی سوار بر موتور در دل شب می‌راندند آنها از صمیم قلب همدیگر را دوست داشتند…

 

زن جوان: یواشتر برو من می‌ترسم!

مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره!

زن جوان: خواهش می‌کنم من خیلی می‌ترسم!

مرد جوان: خوب اما باید اول بگی دوسم داری…

زن جوان: دوستت دارم حالا می‌شه یواشتر بری…

مرد جوان: مرا محکم بگیر…

زن جوان: خوب حالا می‌شه یواشتر برونی؟

مرد جوان: باشه، به شرط این‌که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری آخه نمی‌تونم راحت برونم، اذیتم می‌کنه…

روز بعد روزنامه‌ها نوشتند: “برخورد یک موتور سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید…

” در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد یکی از سرنشینان زنده ماند و دیگری درگذشت…

 

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود… و خودش رفت تا او زنده بماند…

 

 

 

 

 


انتهای پیام/19/