مجله اینترنتی چلچله - کد : 9063 |[1393-07-13 15:53:01]
»
» ماجراي مچ گيري مادر.!! (جالب و خواندني)
چاپ این صفحه  ماجراي مچ گيري مادر.!! (جالب و خواندني)


 

 

 

 

 

 

 ماجراي مچ گيري مادر.!! (جالب و خواندني)

 

 

 

 

ماجراي مچ گيري مادر.!! (جالب و خواندني):

 

مادری برای دیدنِ پسرش به محلِ تحصیل اون یعنی لندن رفت ! اونجا بود که متوجه شد یه دخترِ انگلیسی با پسرش هم اتاقیه !

 

مثلِ همه ی مامانای مسئولِ ایرانی کلی مشکوک شد ، اما پسرش گفت : من میدونم چه فکری میکنی مامان ! ولی این دختره فقط هم اتاقیه منه !

 

یه هفته بعد از برگشتن مامانِ مسعود ، دختره به پسره گفت : از وقتی مامانت رفته قندونِ نقره ی من گم شده ! یعنی مامانت اونو برداشته ؟ پسره گفت : غیرممکنه ولی بهش ایمیل میزنم !

 

تو ایمیل خودش نوشت : مامان عزیزم ! من نمیگم شما قندونو از خونه ی من برداشتی ، و درضمن نمیگم که برنداشتی ! اما واقعیت اینه که از وقتی شما رفتی تهران قندون گم شده ! با عشق … مسعود !

 

روز بعد ایمیل مادرِ مسعود : پسر عزیزم! من نمیگم تو با ویکی رابطه داری، و در ضمن نمیگم که رابطه نداری ! اما واقعیت اینه که اگه اون حداقل یه شب تو تختخوابِ خودش میخوابید ، حتما تا حالا قندونو پیدا کرده بود..!!!


انتهای پیام/19/